
همسرسردارشهید عباس کریمی:تواضع وفروتنی عباس باور نکردنی بود.وقتیمن وارد اتاق می شدم،بلندمی شدوبه قامت می ایستاد.یک روزوقتی واردشدم رویزانوانش ایستاد.ترسیدم گفتم:عباس چیزی شده پاهایت چطورند؟خندیدوگفت:نه شمابدعادت شده اید من همیشه جلویشمابلند میشوم،امروخسته ام به زانو ایستاده ام.می دانستم اگرسالم بودبلند می شدومیایستاد.اصرار کردم که بگوید چه ناراحتی دارد.بعدازاصرارزیادمن گفت:چندروزی بود که پاهایم راازپوتین در نیاورده بودمانگشت های پایم پوسیده است. نمی توانم روی پاهایم بایستم.عباس باهمان حال صبح روز بعد به منطقه جنگی رفت....
ادامه مطلب
آنطور که هستي باش ،....صداقت مؤثرترين تيري است که به قلب هدف مينشيند ،....هدفت را با نقشههاي جوراجور آلوده مکن ،...خودت باش ،....افتاده باش ،... نه ذليل ،...شوخ باش ،... نه مسخره ،....آزاده باش ،،... نه ياغي ،...مطمئن باش ،... نه ساده ،....از خود ،... راضي باش ،.... نه از خود راضي ،...صبور باش ،... نه در کمين ،....آنوقت خواهي ديد که کليد را در دست خود خواهي داشت!! انشاالله...
ادامه مطلب